کلام خدا را بخوانید: کتاب مقدس

  • چه این شما درباره خدا گوید؟
  • چه این شما درباره عیسی گوید؟
  • چه این شما درباره مردم گوید؟
  • اگر این درست باشد، چه تفاوت آن در زندگی خود را?
  • پنج نفر است که شما می توانید اکتشافات خود را با چه کسانی هستند؟

لوقا ۲۰:۱-۴ ٧

۱یک روز وقتی عیسی مردم را در معبد بزرگ تعلیم می‌داد و مژدهٔ نجات را به ایشان اعلام می‌کرد سران كاهنان و علما به اتّفاق مشایخ یهود نزد او آمدند ۲و گفتند: «به ما بگو به چه اختیاری این كارها را می‌کنی؟ چه کسی به تو این اختیار را داده است؟» ۳ عیسی به آنان پاسخ داد: «من هم از شما سؤالی دارم، به من بگویید ۴ آیا تعمید یحیی از جانب خدا بود یا از جانب بشر؟» ۵آنها بین خود بحث كرده گفتند: «اگر بگوییم از جانب خدا بود، او خواهد گفت: چرا به او ایمان نیاوردید؟ ٦و اگر بگوییم: از جانب بشر، همهٔ مردم ما را سنگباران خواهند كرد، چون یقین دارند كه یحیی یک نبی بود.» ٧پس گفتند: «ما نمی‌دانیم از كجاست.» ٨عیسی به ایشان گفت: «من هم به شما نمی‌گویم كه با چه اختیاری این كارها را می‌کنم.» ٩عیسی به سخن خود ادامه داد و برای مردم مَثَلی آورده گفت: «مردی تاكستانی احداث كرد و آن را به باغبانان سپرد و مدّت درازی به سفر رفت. ۱۰در موسم انگور، غلامی را نزد باغبانان فرستاد تا سهم خود را از محصول تاكستان بگیرد. امّا آنها غلام را كتک زدند و دست‌خالی بازگردانیدند. ۱۱صاحب تاكستان غلام دیگری فرستاد، او را هم كتک زده و با او بدرفتاری كردند و دست‌خالی برگردانیدند. ۱۲غلام سوم را فرستاد. این یكی را هم زخمی كردند و بیرون انداختند. ۱۳ پس صاحب تاكستان گفت: 'چه باید بكنم؟ پسر عزیز خود را می‌فرستم، شاید حرمت او را نگه‌ دارند.' ۱۴ امّا باغبانان وقتی او را دیدند با هم بحث كردند و گفتند: 'این وارث است بیایید او را بكشیم تا مِلک به خودمان برسد.' ۱۵پس او را از تاكستان بیرون انداختند و كشتند. حالا صاحب تاكستان با آنان چه خواهد كرد؟ ۱٦او می‌آید و این باغبانان را می‌کشد و تاكستان را به دست دیگران می‌سپارد.» وقتی مردم این را شنیدند گفتند: «خدا نكند!» ۱٧امّا او به ایشان نگاه كرد و فرمود: «پس معنی این قسمت از کتاب‌مقدّس چیست؟ 'آن سنگی كه بنّایان رد كردند، اکنون مهمترین سنگ بنا شده است.' ۱٨هرکه بر آن سنگ بیفتد خرد خواهد شد و اگر آن سنگ بر كسی بیفتد او را کاملاً نرم خواهد كرد.» ۱٩علمای یهود و سران كاهنان می‌خواستند در همان لحظه او را بگیرند، چون پی بردند كه مقصود آن مَثَل خود آنهاست امّا از مردم می‌ترسیدند. ۲۰پس به دنبال فرصت می‌گشتند و مأموران مخفی كه خود را دیندار نشان می‌دادند نزد او فرستادند تا حرفی از دهان او بربایند و آن را دستاویزی برای تسلیم او به دستگاه قضایی و حوزهٔ اختیارات فرماندار رومی قرار دهند. ۲۱از او پرسیدند: «ای استاد، ما می‌دانیم آنچه تو می‌گویی و تعلیم می‌دهی درست و بجاست. تو در مورد هیچ‌کس تبعیض قایل نمی‌شوی بلكه با راستی و درستی راه خدا را تعلیم می‌دهی. ۲۲آیا ما مجاز هستیم كه به امپراتوری روم مالیات بدهیم یا نه؟» ۲۳ عیسی به نیرنگ آنان پی برد و فرمود: ۲۴ «یک سکّهٔ نقره به من نشان بدهید. نقش و عنوان چه كسی روی آن است؟» جواب دادند: «قیصر» ۲۵عیسی فرمود: «پس آنچه مال قیصر است به قیصر و آنچه مال خداست به خدا بدهید.» ۲٦به این ترتیب كوشش آنان برای به دست آوردن مدركی علیه او در برابر مردم بی‌اثر ماند و درحالی‌که از جواب او حیرت كرده بودند خاموش ماندند. ۲٧بعد چند نفر از صدوقیان كه منكر رستاخیز پس از مرگ بودند جلو آمدند و از او پرسیدند: ۲٨«ای استاد، موسی این دستور را برای ما نوشت: چنانچه مردی زنی بگیرد ولی بدون فرزند بمیرد برادرش موظّف است آن زن را بگیرد تا برای برادر خود فرزندانی بیاورد. ۲٩حالا هفت برادر بودند، اولی زنی گرفت و بدون فرزند مرد. ۳ ۰بعد دومی او را گرفت ۳ ۱و سپس سومی و همین‌طور هر هفت نفر مردند و هیچ فرزندی بجا نگذاشتند. ۳ ۲بعد از همه، آن زن هم مرد. ۳ ۳ در روز رستاخیز، او باید زن کدام‌یک باشد؟ چون هر هفت نفر با او ازدواج كردند.» ۳ ۴ عیسی به ایشان فرمود: «زنها و مردان این جهان ازدواج می‌کنند. ۳ ۵امّا کسانی‌که شایستهٔ رسیدن به جهان آینده و رستاخیز از مردگان بشوند، زن نمی‌گیرند و شوهر نمی‌کنند، ۳ ٦زیرا آنها مانند فرشتگان هستند. دیگر مرگ برای آنان محال است و چون در رستاخیز شركت دارند فرزندان خدا هستند. ۳ ٧این مطلب كه مردگان بار دیگر زنده می‌شوند، مطلبی است كه خود موسی در داستان بوتهٔ سوزان، آنجا كه خداوند را خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب، خطاب می‌کند نشان داده است. ۳ ٨خدا، خدای مردگان نیست بلكه خدای زندگان است چون نزد او همه زنده‌‌‌اند.» ۳ ٩در این مورد بعضی از علما گفتند: «ای استاد، عالی جواب دادی.» ۴ ۰و پس از آن دیگر جرأت نكردند كه از او چیزی بپرسند. ۴ ۱عیسی به ایشان فرمود: «چطور می‌توان گفت كه مسیح پسر داوود است؟ ۴ ۲چون خود داوود در كتاب زبور می‌گوید: 'خداوند به خداوند من فرمود: در دست راست من بنشین ۴ ۳ تا دشمنانت را زیر پای تو اندازم.' ۴ ۴ باری، داوود او را 'خداوند' خطاب می‌کند، پس چطور او می‌تواند پسر داوود باشد؟» ۴ ۵عیسی در حضور همهٔ مردم به شاگردان فرمود: ۴ ٦«از علما كه دوست دارند با قباهای بلند بیایند و بروند و علاقهٔ شدیدی به سلامهای احترام‌آمیز در بازارها و بهترین جاها در كنیسه‌ها و صدر مجالس ضیافت نشان می‌دهند، برحذر باشید. ۴ ٧آنان مال بیوه زنها را می‌بلعند حال آنكه محض خودنمایی نماز را طول می‌دهند. آنها شدیدترین كیفرها را خواهند دید.»

Read More